8118

این زن نویسنده کتاب هری پاتر است

جی کی رولینگ ( J K Rowling ) نویسنده سری کتاب های هری پاتر ( Harry Potter ) نخستین نویسنده میلیونر جهان می باشد.

تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

8119

ادغامو حال کن

3.jpg

8120

نگا چه دندونا مرتبی داره نازی نازی

10.jpg

8121

وقتی خورشید دیوانه می شود


عکس / وقتی خورشید دیوانه می شود

نخستین "فوران پلاسما" در سال 2011 میلادی شب 28 ژانویه در خورشید به وقوع پیوست.

ادامه مطلب
8117

نیکبخت واحدی: مهمانی رفتم، انکار نمی کنم!

علیرضا نیکبخت واحدی! وقتی این اسم را می شنویم به یاد انواع حواشی فوتبالی و البته غیرفوتبالی می افتیم. نیکبخت همان جوان مشهدی است که یک شبه ره صدساله را طی کرد و با حضور در تیم استقلال، خیلی زود تبدیل به یک ستاره پرحاشیه شد. نیکبخت البته همانقدر که در حاشیه قوی بود، از لحاظ فنی هم تحسین کارشناسان را برمی انگیخت و در آن روزها نوید ظهور یک چپ پای تمام عیار را بعد از رضا شاهرودی و مهرداد میناوند در فوتبال ایران می داد. 

علیرضا خیلی زود توانست جایش را در تیم ملی باز کند و در زمان حضور بلاژوویچ روی نیمکت تیم ملی، به عنوان یار ثابت همیشگی تیم، در بازی های ملی خوش بدرخشد و به قول خودش مثل پسر بلاژوویچ بود. اما حواشی نیکبخت کار دستش داد و بالاخره به مسیر حرفه ای اش ضربه زد. 



او در چند سال اخیر، یک بار زمانی که علی دایی سرمربی تیم ملی بود از تیم ملی کنار گذاشته شد و به دلایلی که در ادامه می خوانیم، دو سال از بازی در تیم ملی محروم شد. مدتی بعد هم نامش در کنار حنیف عمران زاده به عنوان اولین منشوری های فوتبال ایران اعلام شد تا یک نیم فصل از سطح اول فوتبال کشور عقب بیفتد و بعد هم با بازی در استیل آذین نتوانست به روزهای اوج بازگردد. 

آخرین حاشیه ای که به فوتبال نیکبخت ضربه زد و دوباره او را منشوری کرد، زمانی بود که خبر دستگیرشدن نیکبخت در یک مهمانی شبانه رسانه ای شد و کمیته انضباطی رای به محرومیت یک ساله نیکبخت از بازی در لیگ برتر داد. او حالا در تیم پیکان که در لیک یک حضور دارد بازی می کند و امیدوار است در نیم فصل دوم در یک تیم لیگ برتری بازی کند. این گفت و گو شاید متفاوت ترین گفت و گوی مرد حاشیه ساز فوتبال ایران باشد، چراکه در آن درمورد همه چیز خیلی رک و صریح صحبت کرده است، از مهمانی هایش بگیرید تا چاپلوسی های دوستانش و اختلاف با قطبی و خلیلی و...

خط شروع

*چی شد سراغ فوتبال آمدی؟

رشته اصلی من والیبال بود و آن اوایل علاقه چندانی به فوتبال نداشتم و اولین رشته ای که در مدرسه انتخاب کردم و عضو تیم مدرسه هم شدم، والیبال بود. آنقدر در این رشته استعداد داشتم که به تیم ملی نوجوانان هم دعوت شدم. در همان دوران یک مربی داشتیم به نام کاظم غیاثیان که یک روز من را کنار کشید و گفت: «تو به درد فوتبال می خوری، برو دنبال فوتبال...». من هم دوست داشتم شانسم را در این رشته ورزشی امتحان کنم. به همین دلیل یک روز رفتم و در تیم «توربو» مشهد تست دادم و خدا را شکر قبول شدم و بعد از آن با تیم نوجوانان توربو، تمریناتم را آغاز کردم. یک سال بعد آقای جواد سینایی که مربی وقت تیم جوانان ابومسلم بود، من را برای بازی در این تیم انتخاب کرد. یک سال در خدمت جوانان ابومسلم بودم و از آنجا آقای میثاقیان من را به طور مستقیم به تیم بزرگسالان ابومسلم برد. جالب است که همان سال اولی که در تیم بزرگسالان ابومسلم توپ زدم، یعنی وقتی که فقط 17 سال داشتم، به تیم ملی دعوت شدم.




پرسپولیس

*وقتی به پرسپولیس رفتی از هواداران استقلال نترسیدی؟

موضوع ترس نبود. من قبل از اینکه به پرسپولیس بروم همه چیز را با هواداران در میان گذاشتم و همه حقیقت را برایشان بازگو کردم که چه شرایطی به وجود آمده و باعث جدایی ام از استقلال شده است. خدا را شکر آنهایی که قلبا استقلالی بودند من را درک کردند اما هیچ وقت از آنهایی که به استادیوم می آیند و فحش می دهند توقع ندارم که من و شرایطم را درک کنند. شرایط طوری بود که من باید انتخاب می کردم. آن زمان نمی توانستم تیمی را انتخاب کنم که کوچکتر از استقلال باشد.
*و محسن خلیلی...؟

من با محسن خلیلی مشکل خاصی نداشتم. محسن پسر خیلی خوبی است اما متاسفانه گاهی اوقات بعضی افراد او را آنتریک می کردند که شاید زیاد از من دل خوشی نداشتند. خدا را شکر این دیگر به همه اثبات شده که اگر نیکبخت با کسی مشکل دارد آن را وارد زمین فوتبال نمی کند و هر مساله ای هست بیرون زمین است. فکر می کنم تمام بازیکنانی که تا امروز در کنار من بازی کرده اند می توانند شهادت بدهند که تا امروز من با هیچ کدام از هم تیمی هایم دعوا نکرده ام. متاسفانه بعضی از فوتبالیست ها هستند که خیلی زود حرف های اطرافیان را قبول می کنند، محسن هم از همین دست بازیکنان بود که هرچه به او می گفتند زود باور می کرد. متاسفانه آن فصل آقای خلیلی چند مصاحبه علیه من انجام داد که نیکبخت به من پاس نمی دهد! من هم که می دانستم این مسائل شیطنت دیگران است زیاد به این مصاحبه ها واکنش نشان ندادم. همیشه هم با محسن در ارتباط بوده ام و برایش احترام خاصی قائلم، حتی این روزها که او تیم هم ندارد با او در تماسم.



*در همان دوره قطبی، همراه پرسپولیس به شیراز رفتی، در هواپیما، شیث شیطنتی انجام داد که تو خیلی ترسیدی، درمورد آن اتفاق بگو.

از دوران کودکی ترس از ارتفاع داشتم و به همین دلیل از سفر با هواپیما می ترسم. زمانی هم که مجبورم همراه تیم پرواز کنم با ترس و لرز سوار می شوم. آن روز اتفاق خاصی نیفتاد و همه چیز در حد یک شوخی بود، شوخی ای که شیث شاید فکرش را هم نمی کرد که چنین اثرات بدی برایش داشته باشد. ما در هواپیما نشسته بودیم و همه چیز ایده آل بود، وقتی به نزدیکی های شیراز رسیدیم، من مشغول جدول حل کردن بودم که یک باره دیدم از بلندگوی هواپیما اعلام شد، مسافرین محترم هواپیما درحال سقوط است... بچه های ما همه خندیدند چون می دانستند کار شیث است، اما بعضی ها که اکثرا از مسافران عادی هم بودند واقعا ترسیدند! بلافاصله خلبان اعلام کرد که این پیام یک شوخی بیجا بوده و هیچ خطری در کار نیست. وقتی هم که به فرودگاه رسیدیم آمدند و شیث را بردند. شیث فکرش را نمی کرد که این شوخی کوچک اینقدر برایش گران تمام شود.

*شنیدم که تو از همه بیشتر ترسیده بودی، اعتراض خاصی نسبت به شیث انجام ندادی؟

نه، شوخی بود دیگر...

*ظاهرا از پرسپولیس هنوز یک مبلغ قابل توجه طلبکاری؟

بله، البته طلبکار نیستم و از آنجایی که باید تیم جدیدم را انتخاب می کردم مجبور شدم از آن پول بگذرم. مبلغی حدود 140 میلیون تومان بود که ازش گذشتم. آقای عباس انصاری فر متاسفانه آدم قابل اعتمادی نبود اما من به او اعتماد کرده بودم...





مهمانی رفتم، انکار نمی کنم!


*و درمورد بار دومی که منشوری شدی، شنیدم به خاطر حضور در یک مهمانی محروم شدی، درسته؟

این موضوع یک مساله شخصی بود. بله من انکار نمی کنم که در یک مهمانی بودم...



*قضیه مهماین رفتن بین آدم های مشهور ما خیلی شایع است، اما انگار مهمانی رفتن های تو بیشتر به چشم می آید؟

هیچ وقت نمی توانند بیایند من را با یک بازیکن معمولی مقایسه کنند. من همیشه یا د گرفته ام که بزرگ فکر کنم و بزرگ زندگی کنم و شاید به همین دلیل هم همیشه در چشم بودم و در تیررس خیلی ها قرار داشتم. شاید اگر یک بازیکن معمولی بودم اینقدر حواشی برایم ساخته نمی شد. هنوز به یاد ندارم روزی را که روزنامه بازکنم و درموردم ننوشته باشند. مثلا چند وقت پیش یکی از روزنامه ها نوشته بود که نیکبخت واحدی دستگیر شد! وقتی روزنامه را بازکردم و خبر را خواندم دیدم خبر این است که به خاطر یک خلاف کوچک رانندگی جریمه شدم، که دوستان به خاطر فروش بیشتر، تیتر زدند نیکبخت دستگیر شد. این خیلی خنده دار است.

*در موضوع مهمانی هایت، بعد از اینکه این همه در چشم بودی فنمی توانستی مدتی مهمانی رفتن را تعطیل کنی؟

من نمی گویم که اشتباه نکرده ام و اشتباهاتم را قبول دارم. اما آن چیزی که از مسائل شخصی من در بین مردم ساخته اند، همه واقعیت نیست. مهمانی هایی که من رفته ام فراتر از مهمانی های عادی که خیلی از مردم می روند نیست اما چون علیرضا نیکبخت در آن ها شرکت کرده، این همه جنجال و سروصدا به پا شد.

*یک سی دی هم چند سال پیش پخش شد که یک مهمانی را نشان می داد با حضور تمامی بازیکنان وقت استقلال، درمورد آن چه توضیحی داری؟

آن سی دی که البته متعلق به خیلی سال پیش هم هست، مهمانی نبود. نامزدی آقای قاسمی بود که بازیکنانی که زن و بچه داشتند، با خانواده شان آمده بودند. مگر می شود شما یک مهمانی بگیری و بعد اینطوری اجازه فیلمبرداری در آن بدهی؟ مطمئنا نه! متاسفانه در ایران نمی توان جلوی خیلی چیزها را گرفت.

شیث و نصرتی را نابود نکنیم

*درمورد اتفاقی که برای شیث و نصرتی افتاد چه نظری داری؟

متاسفانه وقتی یک نفر چندبار اشتباه انجام می دهد، کوچکترین اشتباهش را بتدیل به یک اشتباه بزرگ می کنند. نمی خواهم از کسی طرفداری کنم. کار هر دو نفر خیلی زشت و غیرقابل توجیه بود اما واقعا ما باید آن ها را نابود کنیم؟ من قربانی این منشور اخلاقی بودم که فکر می کنم از لحاظ فوتبالی خلی عقب افتادم. باید جوری رفتار کنیم که کار فرهنگی انجام شود نه این که دو نفر را به خاطر یک اشتباه نابود کنیم. مثلا من که سابقه منشوری شدن دارم تا به حال در کدام باشگاه بازی کرده ام که بیایند و بگویند منشوری شدن چیست؟ هیچ کدام! همه به فکر نتیجه و قهرمانی بودیمو کسی به بازیکنش یاد نداد که فلان کار را انجام بده یا فلان کار با نکن! شخصا هر چه یاد گرفته ام ذاتی بوده است، مثلا همیشه نمازم را می خوانم، این را از باشگاه یاد گرفته ام؟ نه، من خیلی چیزها را از خانواده ام یاد گرفته ام. این دوستانی که می آیند بازیکن را منشوری می کنند بهتر است سری هم به باشگاه ها بزنند و ببینند باشگاه ها برای علی نیکبخت ها چه کاری انجام داده اند. باشگاه های ما جز اینکه به این فکر کنند چه اقداماتی انجام دهند که بازیکن مصدوم نشود و چه کار کنند که به  نحوی از پرداخت پولش شانه خالی کنند، چه کاری انجام داده اند؟



*فکر می کنی با حذف کردن شیث از فوتبال، مشکل فرهنگی فوتبال ایران حل می شود؟

نه، هیچ وقت با حذف یک نفر مشکل حل نمی شود. این اتفاقی است که افتاده و باید به فکر این بود که چه کار کنیم دیگر این اتفاقات نیفتد.

*گفته بودی شیث از شهرستان آمده و بچه ساده ای است، نباید اینطور با او رفتار کرد...

درست است که شیث اشتباه کرده اما خیلی ها هستند که بدتر از او هستند. اگر روزنامه ها الکی نیکبخت واحدی نامی را بزرگ نکنند این اتفاق نمی افتد. بعضی از بازیکنان با روی جلد مجلات رفتن بزرگ شدند اما داخل شان پوک و کوچک باقی مانده. شاید به همین دلیل است که چیزی یاد نگرفته اند.


*و درمورد نصرتی...؟

نصرتی پسر واقعا خوبی است که من هیچ وقتی ندیده ام کار بد و زشتی انجام دهد. من نمی خواهم از این اتفاق طرفداری کنم، اما به نظرم نباید طوری رفتار کنیم که این دو بازیکن نابود شوند.



ماشین باز هستم!

*کلا آدم ماشین بازی هستی؟

بله، البته بودم. من بی ام و را خیلی دوست دارم اما چون استهلاکش بالاست دیگر سمتش نمی روم(خنده)

*بنزت را هم چند وقت پیش دزدیدند، چطوری؟

بله، چند وقت پیش که به تازگی وارد خانه جدیدم شده بودم، کلید ماشین را دست سرایدار دادم تا درصورت نیاز آن را جا به جا کند. اما یک نفر که ظاهرا خیلی هم زرنگ بوده است می آید و می گوید من دوست علیرضا هستم، درنهایت یک مایشن دزدی جای مایشن من می گذارد و ماشین من را می برد. البته یک ماه بعد خدا را شکر ماشین پیدا شد.


*پس برخوردهایی که با تو شد چرا اینقدر کوبنده بود؟

من را جلوی علی دایی قرار دادند. بازیکنانی که خیلی چاپلوسی را دوست داشتند، برای این که جلوی دایی عزیز شوند، ما را رو به روی هم قرار دادند که البته همان بازینکان به خاطر همین اخلاق های بدی که داشتند خیلی زود فوتبالشان به پایان رسید. هیچ وقت زیرآب زدن دوام نمی آورد. بعضی ها رفتند و به دایی همین چیزهایی که الان تو می گویی شایعه شده است را گفتند و از من پیش علی دایی ذهنیت بدی ایجاد کردند.

*پس تو و دایی با هم در فرودگاه رو به رو نشدید؟

دقیقا. من و آقای دایی هیچ برخوردی در فرودگاه نداشتیم ولی متاسفانه چاپلوسی های دور دایی حرف های دیگری زده بودند که جای تاسف دارد.

*و تمام افتخاراتت را هم از تو پس گرفتند، اگر حق با تو بود چرا اعتراض نکردی؟

چون آن زمان آقای شریفی مسئول کمیته انضباطی فدراسیون به من گفتند که من خودم موضوع را حل می کنم. من هم به احترام حرف ایشان که همشهری من هم هستند، سکوت کردم. البته مدال ها و افتخارات را از من نگرفتند و فقط در حد حرف بود ولی مبالغی که از تیم ملی عاید من شده بود را پس دادم.

*بعد از آن هم به تیم ملی دعوت نشدی، به تیم ملی فکر می کنی؟

من دو سال از بازی های ملی محروم بودم اما هنوز هم به تیم ملی فکر می کنم. الان فوتبالی که از خودم می بینم، مطمئن باش تا پنج سال دیگر هم در تیم ملی می توانم بازی کنم و هم در سطح اول فوتبال کشور می توانم توپ بزنم.

امسال ازدواج کردم

*تعریفت را از ستاره برایمان بگو.

من به کسی ستاره می گویم که برای مردم الگو باشد، باید با مردم خوب باشد و مردم دوستش داشته باشند.
*حیف نیست نیکبخت در دسته یک بازی کند؟

اگر من الان در تیم پیکان و در دسته یک بازی می کنم فقط و فقط به خاطر یک نفر است. آن هم آقای فرهاد کاظمی، افتخارم این است که شاگرد آقای کاظمی هستم. یکسری مسائل در فوتبال هست که تازه دارم یاد می گیرم. الان دارم درس هایی از کاظمی می گیرم که در این پانزده سال عمر فوتبالی ام از هیچ کس یاد نگرفته ام. بعد از بار دومی که منشوری شدم فکر می کردم فوتبالم برای همیشه تمام می شود اما فرهاد کاظمی با من کاری کرد که من هنوز به تیم ملی فکر می کنم. خدا کند لیگ ما قدر چنین مربی هایی را بداند و به جای سنگ اندازی در کار آنها. از آنها حمایت کنند. شما می توانید برورد یابگشاه و قرارداد من را نگاه کنید. به خاطر حضور شخص آقای کاظمی در پیکان، با این تیم سفید امضا کرده ام چون همکاری با آقای کاظمی برای بسیار ارزشمند است.



*یک نیم فصل در پیکان بازی خواهی کرد؟

بله، البته زمانی که به پیکان آمدم چند پیشنهاد از تیم های لیگ برتری داشتم که قسمت نشد. زمان آقای کاشانی، از پرسپولیس پیشنهاد داشتم که نمی دانم چه اتفاقی افتاد که منتفی شد. زمان آقای درخشان هم از شاهین بوشهر پیشنهاد داشتم اما چون دور بود زیاد مایل نبودم بروم.

*فکر می کنی زندگی ات آنقدر جذاب بوده که بخواهند روزی آن را تبدیل به فیلم کنند؟

صددرصد، خودم دنبال ای موضوع هستم و یا آن را تبدیل به کتاب می کنم و یا فیلمش را می سازم چون فکر می کنم از نظر حاشیه جذاب ترین بازیکن فوتبال ایران بوده ام.

*دوست داری نقشت را چه کسی بازی کند؟

صددرصد خودم بازی می کنم.

*این یعنی به سینما علاقه داری؟

پیشنهادات زیادی برای بازیگری داشته ام اما فکر می کنم اول باید بروم دوره بازیگری ببینم.

*پس به بازیگری هم فکر می کنی؟

سعی می کنم فکر کنم.

*سوال آخرم درمورد ازدواج است، امسال ازدواج کردی...

بله، من امسال ازدواج کردم، فکر می کنم باید وقتش برسد و فکر می کنم در بهترین زمان ممکن متاهل شدم. من همیشه انتخاب می شدم اما الان انتخاب کردم و از انتخابم هم صددرصد راضی هستم. همین

*و اگر بچه دار شوی دوست داری بچه ات فوتبالیست شود؟

من صد در صد دوست دارم بچه ام دختر شود (خنده). 



نظر نیکبخت درمورد اسامی زیر

امیر قلعه نویی: مربی خیلی بزرگ که از نظر فوتبالی درس های زیادی از او یاد گرفتم.

افشین قطبی: آدمی که فقط زیبا صحبت می کرد اما درونش مثل زیبا حرف زدنش نبود.

علی پروین: اسطوره

ناصر حجازی: الگوی خیلی از جوان ها

ابومسلم: تیم بچگی هایم

علی دایی: همه دنیا ایران را با این نام می شناسند

فرهاد کاظمی: مربی که از نظر روحی و روانی و اخلاقی به من درس های زیادی داد

حمید استیلی: قربانی

علیرضا نیکبخت: تمام این مصاحبه

8116

زن مشهوری که برای فرار از فقر خواننده شد! +عکس

ه گزارش ایران ناز نیکی میناج اعلام کرد که برای فرار از فقر به دنیای موسیقی و خوانندگی پا گذاشت.
نیکی مینانج 26 ساله در مصاحبه ای عنوان داشت  دوران بسار سختی را در ترینیداد داشته و خانواده ی او با فقر دست و پنجه نرم می کردند.

 
زن مشهوری که برای فرار از فقر خواننده شد! +عکس ، www.irannaz.com

نیکی میناج که اکنون یک شهروند آمریکایی به حساب می آید اظهار داشت : من تا پنج سالگی در ترینیداد در کنار مادربزرگم زندگی بزرگ شدم . در آنجا فقر بیداد می کرد ، در خونه ی سه اتاقه ی مادر بزرگم 10 نفر زندگی می کردند. هدر آن شرایط همیشه آرزو می کردم شخص پولداری بشوم.
 
زن مشهوری که برای فرار از فقر خواننده شد! +عکس ، www.irannaz.com

وقتی که وارد موسیقی شوم عزم خود را جمع کردم تا هر طور شده در این زمینه به موفقیت برسم تا دوران سخت کودکی ام را به دست فراموشی بسپارم و به آرزوهای دوران کودکی ام دست پیدا کنم. اونیکا تانیا میناج که به نیکی میناج معروف است در حال حاضر جزء موفق ترین خواننده ها در زمینه ی R& B  و هیپ پاپ به حساب می آید.

8115

زیباترین شاهکارهای هنری خیابانی 2011

عکس ها در حال لود شدن میباشند...  شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
 


زیباترین شاهکارهای هنری خیابانی 2011
























































زیباترین شاهکارهای هنری خیابانی 2011






































زیباترین شاهکارهای هنری خیابانی 2011


8114

اسخ آلبرت انیشتین به خواستگارش


می گویندمریلین مونرویک وقتی نامه ای نوشت بهآلبرت انیشتنکه
فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می شوند!
آقایانیشتینهم نوشت
ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم!واقعا هم که چه غوغایی می شود!ولی این یک روی سکه است.فکرش را بکنید که اگر قضیه برعکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود!

7989

اس ام اس عاشقانه جدید دی ماه

aksdoni Jalalpic funpatugh com%20(2) تصاویری از دختر بچه های کوچولوی زیبا


aksdoni Jalalpic funpatugh com%20(3) تصاویری از دختر بچه های کوچولوی زیبا



منبع:
http://sms4love.blogfa.com

8002

خانه سبز !

یه خونه هر جایی میتونه باشه. میتونه بالای یه ساختمون بلند باشه.
میتونه تو یه کوچه قدیمی که زیر یه بازارچست باشه.
میتونه بزرگ، یا میتونه کوچیک باشه.
میتونه برای هر کس مفهومی داشته باشه یا هر رنگی داشته باشه.
میتونه به رنگ آجر یا به رنگ شیشه و سنگ باشه. میتونه به رنگ قرمز یا به رنگ …
ولی به نظر من، یعنی بهتر بگم 'ما' معتقیدم خونه هر چی که باشه باید سبز باشه ...
بله سبز و همیشه سبز

خسرو شکیبایی _ خانه سبز


منبع:
http://www.softestan.com

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic